تغذیه و خلق و خو

تغذیه و خلق و خو

تغذیه و خلق و خو

رابطه تغذیه و خلق و خو از جمله مقوله های جذاب و پیچیده علم تغذیه است که تا کنون کمتر مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته است. در آغاز سخن شاید بهتر باشد تعریفی از خلق و خو ارائه داد :

خلق عبارتست از هیجانی مستمر که به طور ذهنی احساس می شود و نمونه های آن شامل افسردگی ، خشم ، رضایت ، هوشیاری ، آرامش است. خلق و احساسات فقط از طریق گزارش خود فرد قابل بررسی می باشد . مطالعات نشان می دهند که خلق و انتخاب غذا اثرات متقابلی بر هم دارند . خلق و احساسات می توانند از طریق اثرات فیزیولوژیکی بر انتخاب غذا اثر گذارند . از سوی دیگرتغییر خلق ممکن استممکن است نتیجه انتخاب غذا باشد . همچنین عوامل دیگر مانند : مسائل اجتماعی و فرهنگی ، در دسترس بودن یک غذای خاص ، تجربه قبلی ناشی از خوردن غذا ، مکان و موقعیتی که در آن غذا می خوریم و بوی یک غذای لذیذ همه می توانند در انتخاب غذا اثر بگذارند .

وجود چرخه خواب و بیداری و ریتم بیولوژیک تفسیر اثرات غذا را پیچیده می کنند . یک ریتم شبانه روزی بیولوژیک معمولی می تواند به صورت زیر باشد : 10-1 صبح : حداکثر هوشیاری و بهترین زمان برای به خاطر سپردن مطالب در حافظه کوتاه مدت است .

13-12 ظهر : احساس خواب آلودگی نیمروزی به وجود می آید .

بعد از ظهر : بهترین زمان برای یاد گیری و به خاطر سپردن مطالب در حافظه بلند مدت می باشد .

7-5 بعد از ظهر بهترین زمان برای فعالیت بدنی و ورزش است .

11 شب : معمولاÙŒ خواب آلودگی به حداکثر خود می رسد .

5-3 صبح : خواب عمیق وجود دارد .

وجود این نوع ریتم باعث می شود که بعضی از افرادخلق مناسب را در صبح و برخی دیگر این حالت را در شب داشته باشند .

مواد مغذی مختلفی روی خلق اثر دارند که به اختصار به برخی اشاره می شود :

کربوهیدرات : طبق نظریه موجود ، مصرف کربوهیدرات باعث تولید نروهورمون سروتونین در مغز می شود که عملکرد آن تنظیم خواب ، تقویت خلق و رهایی از افسردگی است . تریپتوفان اسید آسید آمینه ای است که پیش ساز سنتز سروتونین است و برای ورود به مغز با بقیه اسیدهای آمینه مشابه رقابت می کند .

با افزایش دریافت کربوهیدرات مقدار بیشتری تریپتوفان توسط آنزیم تریپتوفان هیدروکسیلاز در مغز به سروتونین تبدیل می شود . مطالعات نشان می دهند که افراد 14 الی 30 دقیقه پس از دریافت کربوهیدرات احساس انرژی پیدا کردند در حالی که دو ساعت بعد به دلیل رهایی انسولین و کاهش سطح گلوکز خون احساس خستگی می کنند . همچنین در مطالعه ای که به مدت 9 روز انجام شد دریافت اندک کربوهیدرات منجر به افزایش پرخاشگری و افسردگی شد . این نتایج می تواند هشداری برای افرادی باشد که جهت کاهش وزن نان ، برنج و سایر غذاهای پر کربوهیدرات را از رژیم غذایی خود حذف می کنند .

از سوی دیگر مشاهده شده است که در برخی اختلالات نظیر سندرم پیش از قائدگی (PMS) مصرف شکلات و غذاهای شیرین و پر کربوهیدرات بالا می رود . شکلات حاوی کاکائوی تیره دارای مواد فعال شبه داروئی نظیر آناندآمیدیس ، تئوبرومین ، تیرامین ، فنیل اتیل آمین ، کافئین و همچنین منیزیم است که موجب اشتیاق و بروز اثرات خوشایندی در مغز افراد می شود .

تاثیر گلوکز خون بر خلق :

گلوکز پلاسما توسط عوامل متعدد هورمونی و عصبی هر روزه در محدوده بین 144-72 mg/dL حفظ می شود در صورتی که سطح گلوکز خون زیر mg/dL 50 باشد و علائم ایجاد شده پس از مصرف کربو هیدرات بر طرف شود، فرد دچار هیپوگلیسمی است . این علائم شامل تعریق ، رنگ پریدگی ، تپش قلب ، اضطراب ، تحریک پذیری ، گرسنگی ، تهوع و استفراغ ، سردرد و خستگی یا خواب آلودگی ، گیجی ، تاری دید ، رفتار غیر طبیعی ، فراموشی واختلال درک هستند . برخی محققین علت بروز رفتار های جنون آمیز را به هیپوگلیسمی نسبت داده و ذکر کرده اند که گلوکز خون در این افراد کاهش بارزی داشته است آنان همچنین متوجه رهایی سطح بالایی از انسولین شده اند. البته این نتایج از سوی بعضی دیگر از محققین مورد قبول واقع نشده است. و انها معتقد هستند که برای اثبات این نظریه باید سطح گلوکز خون این افراد در لحظه ارتکاب مورد ارزیابی قرار گیرد .

بعضی ویتامین ها و مواد معدنی به صورت مستقیم روی خلق و احساسات موثر هستند که می توان به موارد زیر اشاره نمود :

فولیک اسید :

پژوهشگران دریافته اند که کمبود فولات باعث بروز نشانه های افسردگی می شود و یک سوم تا یک دوم افراد مبتلا به اختلالات روانی در معرض کمبود فولات قرار دارند . معمولا نشانه های روانشناختی – عصبی کمبود های فولات و ویتامین B12 به طور قابل ملاحظه ای مشترک هستندولی گفته می شود که تاثیر کمبود ویتامین B12 روی اعصاب محیطی و کمبود فولات بیشتر روی عملکرد مغز است . از نشانه های روانی این دو کمبود می توان موارد زیر را ذکر کرد :

اختلالات خلقی ، واکنش های روان پریشانه نظیر توهم و نادرست انگاری ، گیجی ، سردرگمی، رفتار خشونت آمیز ، خستگی ، فرسودگی ، بی خوابی ، کاهش توانایی در تمرکز ، گفتار های نامربوط ، اختلالات شدید در به یاد آوری وقایع اخیر و تغییرات سریع بین فقدان علاقه و هیجان .

تعیین مقادیر ویتامین B12 و فولات در افرادی که دچار اختلالات خلقی و افسردگی هستند و به درمان پاسخ ضعیف می دهند، ضروری است .

تیامین :

در متابولیسم انرژی در مغز و متعادل کردن احساسات نقش دارد و ازسیستم عصبی حمایت می کند. پژوهشگران دریافته اند که با بهتر شدن وضع ویتامین ، وضعیت خلق نیز بهتر می شود . از سوی دیگر کمبود تیامین منجر به خستگی ، احساس تنبلی و کاهش اعتماد به نفس می شود .

آهن :

کمبود آهن باعث بروز خستگی و کاهش انگیزه برای انجام فعالیت های روزانه می شود . مشاهده شده است افراد مبتلا به فقر آهن علائم افسردگی و اضطراب نشان می دهند .

روی :

طی یک پژوهش مشخص گردید میزان غلظت روی سرم در افراد افسرده مثل مقادیر سرمی افراد سالم بود . از سوی دیگر، طی مطالعه ای روی دانشجویان دختر دانشگاه اهواز مشاهده شد که دریافت عنصر روی در رژیم غذایی دانشجویان افسرده حدود نصف دریافت دانشجویان شاهد سالم بوده است .

اسیدهای چرب امگا 3 :

اسیدهای چرب امگا 3 در فرایند یادگیری و شناخت نقش دارد . مکمل یاری با اسید های چرب امگا 3 با کاهش عصبانیت ، افسردگی و اضطراب همراه بوده است . همچنین نشانه های کمبود این اسید های چرب در کودکان مبتلا به بیش فعالی مشاهده شده است . دریافت اندک چربی های غیر اشباع چند گانه با افزایش خطر تمایل به خود کشی ارتباط داشته است .

اسید آسکوربیک (ویتامین C ) :

در برخی سطوح پایین ویتامین C سرم خون با سطح پایین عملکرد مغزی و فرآیندهای شناختی همراه بوده است .

نتیجه گیری :

در حال حاضر داده های موجود نشان می دهند که ویتامین ها و مواد معدنی ذکر شده در بهبود وضعیت خلق اثر دارند و رژیم غذایی افرادی که دارای اختلالات خلقی هستند باید از نظر کمبود مواد مغذی مورد ارزیابی قرار گیرد . از سوی دیگر برخی کمبود های تعذیه ای با بروز افسردگی ارتباط داشتند ( از آن جمله کمبود اسید فولیک ، ویتامین B12 و روی )

به نظر می رسد مصرف کربوهیدرات ها و کاکائو در بهبود خلق تاثیر دارد . برای اثبات اثرات نامطلوب قند های ساده نظیر قند و شکر بر رفتار نیازمند تحقیقات بیشتر و دقیق تری هستیم . 

 نویسنده:  دکتر رضا امانی، سارا ابراهیمی 

پلاتی پوس

 

 

پلاتیپوس بی دندان 

  پلاتیپوس 

 بدن پلاتیپوس پوشیده از سه لایه ی خز ضخیم و قهوه ای رنگ است.

پلاتیپوس ها کنار رودخانه ها و دریاچه های شرق استرالیا زندگی می کنند.

آن ها از کرم ها و حیوانات کوچک دیگری که در آب زندگی می کنند،تغذیه می کنند. 

 پلاتیپوس 

 پلاتیپوس ها پاهایی پرده دار،منقاری شبیه به اردک و دمی شبیه به سگ آبی دارند.

پلاتیپوس ها پستاندارند اما تخم می گذارند.تنها دو پستاندار در جهان اینگونه می باشند.

پلاتیپوس ها منقار چرمی دارند که شبیه به منقار اردک است.پوشش بدن این حیوان خز است  و دمی شبیه به سگ آبی دارد.این حیوان از پاهای پرده دار خود برای شنا و از چنگال هایش برای حفر کردن لانه های زیرزمینی استفاده می کند.پلاتیپوس های ماده تخم می گذارند و هنگامی که بچه هایشان از تخم بیرون آمدند،به آن ها شیر می دهند.

پلاتیپوس ها از پاهای پرده دار و دم های پهن 12 سانتی متری خود برای شنا استفاده می کنند.این حیوان به هنگام شنا چشم های خود را می بندد.آن ها اغلب قبل از طلوع آفتاب و چند ساعت قبل از غروب خورشید به دنبال غذا می گردند.این حیوان از جانوران موجود در رودخانه ها و دریاچه ها تغذیه می کند.آن ها شکار خود را به کمک عصب های خاصی که روی منقار چرمی آن ها قرار دارد،پیدا می کنند. 

 پلاتیپوس 

پلاتیپوس ها دندان ندارند.طول بدن این حیوان بیش از 45 سانتی متر و وزنش 3/2 کیلوگرم است.جنس مذکر این حیوان بزرگتر از جنس مونثش می باشد. پلاتیپوس های مذکر سیخک های تیزی پشت قوزک پاهای عقبی خود دارند.این سیخک ها به غده های سمی ارتباط دارند. پلاتیپوس ها از این غده های سمی برای حمایت خود در مقابل دیگر حیوانات استفاده می کنند. 

  پلاتیپوس 

 این حیوان از پاهای پرده دار خود برای شنا استفاده می کند،اما در خشکی پرده ها زیر پاها جمع می شود و در عوض چند پنجه برای حفر لانه های زیرزمینی نمایان می شود. طول بعضی از این لانه ها حدود 25 متر است.هر پلاتیپوس یک لانه ی زیرزمینی برای خودش دارد. 

 

زنبور عسل

زنبور عسل

رفتار شناسی زنبور عسل

انواع زنبورهای کندو

در کندوی زنبور عسل سه نوع زنبور وجود دارد: زنبور ملکه، زنبورهای نر و زنبورهای کارگر. در هر کندو یک زنبور ملکه، تعداد کمی زنبور نر و تعداد بسیار بیشتری زنبور کارگر وجود دارد. زنبور ملکه و کارگر از نظر جنسیت ماده هستند.

 

 وظایف زنبورها
زنبور ملکه وظیفه‌ی تخم‌گذاری را بر عهده دارد. نقش زنبورهای نر تنها جفت‌گیری است. آن‌ها توانایی کار کردن و قابلیت نیش زدن را نیز ندارند. در نهایت این زنبورهای کارگر هستند که سایر وظایف از جمله ساختن شانه‌های کندو، مراقبت از زنبورهای جوان‌تر و لاروها، تمیز کردن کندو، غذا دادن به ملکه و زنبورهای نر، محافظت از کندو، و جمع‌آوری غذا را بر عهده دارند. آن‌ها با وجود این که از نظر ژنتیکی ماده هستند اما دستگاه تولید‌مثل تکامل یافته‌ای ندارند و نمی‌توانند تخم‌گذاری کنند. اگر جمعیت کندوی زنبور عسل را به عنوان یک موجود واحد و معادل یک جانور مهره‌دار در نظر بگیریم، در آن ملکه و زنبورهای نر نقش اندام‌های تولید‌مثلی نر و ماده و زنبورهای کارگر نقش سایر اندام‌های بدن که برای تغذیه و ادامه حیات ضروری هستند را ایفا می‌کنند.

 زنبورها علاوه بر وظایفی که در کندو به عهده دارند، هنگام جمع‌آوری غذا به گرده‌افشانی گل‌ها نیز کمک زیادی می‌کنند. زنبورها به عنوان مهمترین عامل بقا و تنوع گیاهان گل‌دار محسوب می‌شوند.

 

 چگونه این سه نوع زنبور به وجود می‌آیند؟ 
تمام زنبورهای کندو از تخم‌هایی که زنبور ملکه می‌گذارد به وجود می‌آیند. زنبور ملکه تنها یک بار در عمرش جفت‌گیری می‌کند اما این کار را با نرهای متعدد انجام می‌دهد و اسپرم را نیز برای کل دوره‌ی زندگی‌اش در مخزنی که در بدنش دارد ذخیره می‌کند. زنبور ملکه دو نوع تخم می‌گذارد. یک نوع تخم‌های لقاح یافته هستند که از مخزن اسپرمی که درون بدن ملکه وجود دارد لقاح می‌یابند که این نوع تخم‌ها تبدیل به زنبورهای ماده می‌شوند. نوع دیگر، تخم‌های لقاح نیافته هستند که تبدیل به زنبورهای نر می‌شوند. اما تفاوت زنبور ملکه و زنبورهای کارگر مربوط به تغذیه‌ی آن‌ها است. زمانی که لاروها از تخم بیرون می‌آیند زنبورهای کارگر، تا سه روز آن‌ها را با ژله‌ی رویال تغذیه می‌کنند. در مورد لاروهایی که قرار است به زنبور کارگر تبدیل شوند پس از سه روز تغذیه‌ی آن‌ها از ژله‌ی رویال به عسل و گرده‌ی گل تبدیل می‌شود. اما تعداد کمی از لاروها که قرار است ملکه‌ی آینده شوند همچنان از ژله‌ی رویال تغذیه می‌شوند. این منجر به ایجاد تفاوت‌هایی در آن‌ها از جمله افزایش طول عمر و بزرگ‌تر شدن اندازه‌ی ملکه می‌شود.

 

 غذای زنبورها
زنبورهای عسل، مانند بیشتر زنبورها، شیره و گرده‌ی گل‌ها را جمع‌آوری می‌کنند. شیره منبع کربوهیدرات زنبورهاست. غذایی که انرژی مورد نیاز آن‌ها را تأمین می‌کند. آن‌ها با افزودن آنزیم اینورتاز به شیره‌ی گل‌ها آن را به عسل تبدیل می‌کنند. عسل یک ترکیب شیمیایی است که باکتری‌ها و بیشتر قارچ‌ها نمی‌توانند بر روی آن رشد کنند. این ترکیب به دلیل ویسکوزیته‌ی بالایش توان حرکت را از باکتری‌ها می‌گیرد و همچنین به دلیل آب بسیار کمی که در ترکیبش وجود دارد (کم‌تر از ۲۰٪)، قارچ‌ها و مخمر‌ها نیز توان زندگی و رشد بر روی آن را ندارند. علاوه بر این‌ها گروه آنزیمی دیگری که به عسل اضافه می‌شود، آنزیم‌های اکسیداز هستند که مقداری از شکر را به هیدروژن پراکسید تبدیل می‌کند که خود، یک آنتی‌بیوتیک قدرتمند است.

 گرده‌ی گل منبع پروتیین زنبورها است و بیشتر برای تغذیه‌ی زنبورهای در حال رشد و ملکه به کار می‌رود. ژله‌ی رویال ترکیبی است که از گرده‌ی گل‌ها درست می‌شود و میزان بسیار بالایی پروتیین دارد و در رشد و نمو ملکه و سایر زنبورها و همچنین در ایمنی لاروها نقش بسیار مهمی دارد.

 

 ارتباط بر قرار کردن
کل ساختار کندو بر اساس ارتباطات بنا شده است؛ بر اساس یک توانایی ذاتی در فرستادن و دریافت کردن پیام و در به رمز در آوردن و رمز گشایی کردن اطلاعات. زنبورها از پیام‌های شیمیایی، بساوایی، شنوایی و بینایی استفاده می‌کنند. با وجود این رایج‌ترین راه ارتباطی در بی‌مهرگان، ترکیبات شیمیایی (فرومون‌ها) و در واقع حس بویایی است. زنبورها برای تولید صدا از ارتعاش عضلات بال‌هایشان استفاده می‌کنند. زمانی که بال‌ها تا‌شده نگه داشته شوند و ارتعاش پیدا کنند نتیجه به جای پرواز تولید صدای وز وز خواهد بود. تفاوت در تعداد و زمان این ارتعاشات می‌تواند پیام‌های مختلفی را مخابره کند. وسیله‌ی ارتباطی دیگر بین زنبورها چیزی است که اصطلاحاً «رقص» نام گرفته است و در واقع به یک الگوی پروازی مشخص و عجیب در زنبورها گفته می‌شود که قطعاً توجه سایر زنبورها را جلب می‌کند. از موارد انجام رقص زمانی است که یک زنبور کارگر یک منبع غذای فراوان پیدا می‌کند و به این شیوه باعث پراکنده شدن بوی آن منبع غذایی در هوا و در طول مسیر می‌شود و به این شیوه سایرین را به آن محل هدایت می‌کند.

تولید‌مثل کندو
در جمعیت‌های زنبور عسل، نه تنها زنبورها تولید‌مثل می‌کنند، بلکه خود کندو نیز تولید‌مثل می‌کند. به این عمل، «بچه‌دهی» می‌گویند. زمانی که زنبور ملکه‌ی جوانی در کندو به وجود می‌آید، ملکه‌ی پیر با تعداد زیادی از اعضای کندو، کندو را ترک می‌کنند و کندوی جدیدی را پایه‌گذاری می‌کنند.

چرخه‌ی زندگی کندوی زنبور عسل مشابه یک موجود زنده‌ی واحد است. بیشتر مانند یک جانور حرکت می‌کند، غذا می‌خورد، تولید‌مثل می‌کند، و حتی نفس می‌کشد تا این که مانند جمعیتی از افراد واحد باشد. حتی در پیچیدگی و تکامل همانند یک موجود پستاندار است. هر زنبوری در خدمت نیازهای جمعیت کندوی خود به عنوان یک موجود واحد است و هیچ زنبور عسلی نمی‌تواند به تنهایی و بدون دیگر زنبورهای کندو زنده بماند.